این وب لاگ به موضوعاتی در خصوص آموزش و پرورش کودکان پش دبستانی می پردازد

رشد واژگان
محیط ‌های تازه، تجربه ‌های تازه و صد البته، واژه‌ های تازه! بازدید از کشتزار، باغ وحش، یا پارک جنگلی، می‌ تواند فرصت‌ هایی برای یافتن واژه‌ های نو پدید آورد. گنجینه‌ ی نام‌ها را در نظر داشته باشید (نام جانوران، درختان، ماشین آلات کشاورزی و غیره)، اما فعل‌ ها و صفت هایی را هم که امکان توصیف دقیق‌ تر کارکردهای ویژه ‌ی این مکان‌ های جدید را فراهم می ‌آورند، از یاد نبرید.
پس از بازدید، بازی بیست سؤالی هم شاید خالی از لطف نباشد. به این روش می ‌توان آموخته‌ های محیط تازه را به خوبی در ذهن کودک نشاند و در همین حال، رده بندی یا طبقه بندی را در ذهن کودک ایجاد کرد:
-پسرم با اسم حیوانات باغ وحش بیست سؤالی بازی کنیم؟
-بله! من شروع می‌ کنم. بزرگه و چهار تا پا داره.
-فیل؟
-نه، فیل نیست. رنگش قهوه‌ ایه!
-خرس؟
-نه، شاخ داره. توی چمنزار زندگی می‌ کنه.
-آها، فهمیدم! گاومیشه! حالا نوبت منه. یک پستاندار گوشتخواره.
-خرسه؟ خرس گریزلی؟
نه، یک پستاندار آبزیه!
-دلفینه؟
-نه! آبزیه، ولی می‌ تونه بیرون از آب هم زنده بمونه. تو مناطق قطبی زندگی می ‌کنه.
-آهان، فهمیدم! فوکه!
در اینجا، فرزند شما به ویژگی ‌هایی مانند شکل ظاهری و محل زندگی جانور توجه خاص می کند تا شما بتوانید نام آن جانور را حدس بزنید که همان رده‌ بندی است. پدر یا مادر به نوبه ‌ی خود، چندین شاخص طبقه بندی چون پستاندار، گوشتخوار یا آبزی بودن را بیان می ‌کند. توانایی طبقه ‌بندی، در مراحل رشد زبانی دیرتر آشکار می ‌شود، چرا که مفهومی‌ انتزاعی است. اما به تدریج بستری را که واژگان کودک از آن گسترش خواهد یافت، پی می‌ریزد. بنابراین جالب است که به محض یافتن فرصتی مناسب، این گونه مفاهیم را به کودک بشناسانیم.
تهیه‌ ی فهرست (از جانوران مشاهده شده، میوه‌ های خورده شده، و پیک نیکی که در راه است) روش جالب دیگری برای تمرین طبقه بندی و همچنین دسترسی به واژگان است (کنشی شامل جست و جو و یادآوری واژه‌ های دقیق). هنگامی که واژه‌ ای نوک زبان شماست، به طور موقت در دسترسی به واژگان دچار مشکل شده‌ اید. عمل نام بردن چندین واژه از گونه ای مشخص، "فراخوان واژگان" نام دارد و همان کاری است که هنگام بازی یادآوری بیشترین موارد ممکن از گونه ی خاص، انجام می‌ دهیم. باز هم به طور مشابه، می‌ توان فهرستی از چیزهای دیگری به جز نام‌ها آماده کرد. مثلاً، اگر می ‌خواهیم با خود توپی همراه ببریم، می‌ توانیم فهرستی از کارهایی که می‌توان (یا نمی‌توان) با آن انجام داد، تهیه کنیم.

تقویت حافظه‌ی شنیداری
بازی‌ های سرگرم ‌کننده ‌ای می‌ توان با کودکان انجام داد که به پرورش حافظه ‌ی شنیداری کمک می‌ کنند. یکی از آن ها بازی "به مسافرت می‌ روم و با خودم می‌ برم ..." است، که در آن هر یک از شرکت‌ کنندگان باید فهرست اشیایی را که نفر پیش از وی برشمرده است، تکرار کند و یک شیء دیگر هم به آن ها بیفزاید. اگر تنها کمی خلاقیت داشته باشیم، این بازی به ظاهر ساده می‌ تواند نسخه ‌های بسیار گوناگونی داشته باشد: من به بازار می‌ روم و می‌ خرم ... ؛ من به استخر می‌روم و ...؛ من به فضا می‌روم و می‌ بینم ...؛ من به شکار اژدها می‌ روم و با خودم می ‌برم ... . می‌ بینید که بی شمار امکان تنوع وجود دارد!
فعالیت دیگری که می‌ تواند حافظه‌ی شنیداری را تقویت کند، صد البته یاد گرفتن ترانه‌های کودکانه و آوازهاست. چهارچوب آهنگین یا ضرب دار همراه با این ترانه‌ ها، به گونه ‌ای به یادگیری کمک می ‌کند و اجازه می ‌دهد کودک (یا بزرگسال!) دنباله ی کلماتی بلندتر از آن چه را که در حالت عادی می‌ تواند، به خاطر سپارد. و از آنجا که سفر با خودرو ممکن است طولانی و گاه بسیار طولانی شود، آموختن ترانه ‌ها و آوازهای تازه به فرزند دلبندمان می تواند خیلی سرگرم کننده باشد. یا گاه برگشتن به آوازهای قدیمی‌ تر، برای پرهیز از تحمل تکرار یک ترانه در ۱۲ ساعت...
پیشنهادی دیگر برای سفر در خودرو، گوش دادن به رادیو همراه با کودکان است (اخبار، گزارش‌ های زنده ی ورزشی یا هر برنامه ی دیگری که دوست داشته باشید). سپس، از بچه ‌ها درباره‌ ی آنچه شنیده‌اند، سؤال کنید. مثلاً، "بیشترین دمای هوا امروز چقدر است؟"

آگاهی آوایی
آگاهی آوایی، به معنی درک این آگاهی که گفتار از آواهای مجزا ساخته شده است، اثری تعیین کننده بر یادگیری خواندن و در پی آن نوشتن دارد. برای پرورش آگاهی آوایی، کافی است نمونه‌ های پیشنهادی بالا را با افزودن قیدی از نوع دیگر، مانند صدای اول واژه یا وزن آن، به کار ببرید. معجزه می‌ کند!
مثلاً می ‌توانید مؤلفه‌ ای آهنگین به بازی جانوران باغ وحش اضافه کنید:
دیدم یک خرس... می‌ خورد با حرص
دیدم یک فیل...دستش زنبیل
دیدم دلفین... می ‌کرد فین فین
بازی "مسافرت می‌روم"، را می‌توان با موضوع "به مریخ می‌ روم و می‌ بینم..."، و مثلاً با کلماتی که با میم شروع می‌ شوند، انجام داد. یا حتی بهتر: چیزهایی که در سیاره مریخ یافت می‌ شوند و با میم شروع می‌ شوند، را نام ببرید: مریخی، ماهواره،... و سپس، آن هایی که پیدا نمی‌ شوند، را: دمپایی، سبد،...
و لازم به یادآوری نیست که گذاشتن کلمات تازه به جای واژه های پیشین ترانه ‌ها‌ی محبوب کودکتان می‌ تواند برای او بسیار سرگرم کننده و گیرا باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1391ساعت 9:24  توسط محمد حسین آقایی  | 

دستور زایشی- گشتاری چامسکی

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1391ساعت 9:8  توسط محمد حسین آقایی  | 

معنای بازی

مرحوم دهخدا برای بازی معانی بسیاری مانند هزل، مزاح، خوش‌طبعی، سهل انگاشتن، به شوخی گرفتن، بیهوده، فریب، شیوه، محبت، امر مهم، واقعه اتفاقی، نمایش، بازیهای ورزشی، نیرنگ، رقص، قمار، و اهمیت ندادن را در ادبیات فارسی یافته و خود بازی را اینگونه معنا کرده است:هر کار که مایه سرگرمی باشد، رفتار کودکانه و غیرجدی برای سرگرمی، کار تفریحی در زبان عربی واژه لعب به معنای بازی است و در قرآن کریم این واژه غالبا همراه با کلمه لهو به معنای غافل، بازنده، و بازی کردن بکار رفته است ، و ما الحیوة الدنیا الا لعب و لهو...... . و للدار الاخره خیر اللذین یتقون افلا تعقلون(زندگانی دنیا جز بازی و هوس نیست و همانا سرای دیگری پرهیزکاران را نیکوتر است، آیا اندیشه نمی‌کنید؟).

سعدی علیه الرحمه می‌فرماید:

دریغا که فصل جوانی برفت

به لهو و لعب زندگانی برفت

یا:عقل و ادب پیش گیر و لهو و لعب بگذار.

نگرش اسلام به بازی کودکان

با اینکه دین اسلام انسان مسئول و بالغ را از پرداختن به بازی و سرگرمی در حیات دنیوی پرهیز می‌دهد، ولی بازی کردن کودکان را امری طبیعی و مجاز بشمار می‌آورد.

امام صادق(ع)می‌فرماید:

الغلام یلعب سبع سنین پسر هفت سال بازی می‌کند و یتلم الکتاب سبع سنین و هفت سال خواندن و نوشتن می‌آموزد و یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین و هفت سال حلال و حرام را یاد می‌گیرد.

پیامبر اسلام حضرت محمد(ص)که کودکان را بسیار دوست می‌داشت و نیکی به آنها را همواره سفارش می‌فرمود، حتی هنگام سجده خود در مسجد، مزاحم بازی امام حسین(ع)که آن زمان کودک بود و بر دوش جد بزرگوار خود سوار شده بود نشد و آن‌قدر به سجده خود ادامه داد تا ‘آن بازی به انجام رسید.ادامه بازی و شکیبایی پیامبر(ع)که موجب نگرانی نمازگزاران شده بود سرمشق مفیدی است برای همه ما پیروان آن حضرت.

از حضرت علی علیه السلام نیز این جمله را نقل می‌کنند که:

هرکس کودکی دارد باید برای او کودک شود.

چونکه با کودک سروکارت فتاد

پس زبان کودکی باید گشاد

متاسفانه این نگرش درست، در ایران بعد از اسلام همه‌جا سرمشق قرار نگرفته است و بسیار اتفاق افتاده و می‌افتد که از کودکان زیر هفت سال به جد انتظار انجام وظایف بزرگسالان و یا حتی اجرای احکام الهی را داشته‌ایم.

تعریف بازی

شاید یکی از بهترین تعریفهای بازی را بتوان از کتاب نظریه بازی نوشته میشل ومیسون به دست آورد.از دیدگاه این دو روان‌شناس بازی عبارت است از نگرش فکری که می‌تواند به هر نوع فالیت انسانی اطلاق شود و به هر کاری تسری یابد. پیاژه روان‌شناس مشهور برای شناخت بازی، آن را با کار مقایسه کرده و برای تمیز این دو نوع فعالیت انسانی، پنج ضابطه برشمرده است.او بر این باور است که:

۱.بازی فعالیتی است که هدفش در خود آن نهفته است، درحالی‌که هدف کار در خارج آن قرار دارد.

۲.بازی فعالیتی است که فرد آن را اختیار می‌کند، درحالی‌که کارخاصیتی اجباری و الزامی دارد.

۳.بازی فعالیتی است که انجام آن باعث خشنودی و خوشحالی بازی‌کننده می‌گردد، و حال آنکه کار ضرورتا خوشایند نیست.

۴.بازی از قید سازمان آزاد و رهاست، درحالی‌که کار معمولا با سازماندهی همراه است.

۵.بازی از کشمکش و پرخاش به دور است، و حال آنکه ماهیت کار گرایش آشکاری به سوی کشمکش و پرخاش دارد.

جنبه‌های ارگانیسمی، آموزشی و درمانی باری

کودکان پیش‌دبستانی بیشتر از راه حواس و یا بهتر بگوئیم، توسط ارگانیسم خود یاد می‌گیرند نه از راه تفکر منطقی.هرچند حواس مبنای فیزولوژیک دارند، اما بازی باعث گسترش آنها می‌شود.در واقع، باری برد حواس را افزایش می‌دهد وکودک توسط حواس ارگانیک خود جهان خارج را می‌شناسد.به همین دلیل می‌توان بر این باور بود که بازی بهترین مربی کودکان بشمار می‌رود.کل ارگانیسم کودک، زبان عاطفی اوست و این زبان هرگز دروغ نمی‌گوید.اگر گرسنه است یا تشنه، اگر خسته است و نیاز به خواب دارد و چنانچه از چیزی یا کسی خوشش نیاید، این ارگانیسم صادقانه حقیقت را بر زبان می‌آورد.

کارل راجرز روان‌شناس معاصر در تعریف روان‌درمانی می‌گویدفرایندی است که توسط آن انسان بدون خودفریبی و تحریف ارگانیسم، خویشتن می‌شود. کلارک- موستاکاس در کتاب کودک در بازی‌درمانی، بازی‌درمانی را این‌طور تعریف می کند: بازی‌درمانی را می‌توان مجموعه نگرشهایی تلقی کرد که کودکان ضمن آن می‌توانند به شیوه دلخواه خود، با آزادی کافی به آشکارسازی کامل خویشتن خود بپردازند، به طوری که سرانجام بتوانند توسط بینش عاطفی به احساس ایمنی، احساس شایستگی و احساس ارزش دست پیدا کنند.

می‌دانیم که در مهدکودکها، کلاسهای کودکستانی و آمادگی می‌باید تا آنجا که ممکن است از آموزش مستقیم پرهیز شود و همه فعالیتهای کودکان به گونه‌ای غیرمستقیم تحقق یابند.باری خود مثال بارز فعالیتهای غیرمستقیم است.چنانچه آموزشهای مختلف را بتوانیم ماهرانه در قالب باریهای گوناگون مناسب و موردپسند کودکان درآوریم، به به آموزش غیرمستقیم دلخواه دست خواهیم یافت و کودکان مهارتهای موردنظر را خواهند آموخت.

نوآوران کودکستانهای انگلستان که پیرو دیدگاه پیاژه در زمینه رشد ذهنی هستند، رشد ذهنی کودک را تابع دو عامل می‌دانند.از یک‌سو با قابلیتهای ذاتی 1 کودک روبرو هستیم و از دیگرسو با محیط برانگیزاننده 2 بیرون از کودک.عامل نخست را می توان به منزله ظرف و عامل دوم را همانند مظروف دانست، با این تفاوت که در اینجا کیفیت مظروف می‌تواند در انبساط و گسترش ظرف تاثیر داشته باشد.چه شایسته است این گفتار نغز علی علیه السلام که معنای انبساط ذهن کودک را روشن می‌سازد:هر ظرفی با مظروف خود پر می‌شود به جز ظرف علم که به وسیله آن منبسط می‌گردد. 17 ذهن کودک به خاطر انعطاف‌پذیری و قابلیت رشدی که دارد، به شرط اینکه تجربه مناسب در آن وارد شود، چنان در ذهن جایگزین می‌شود که خود ظرف ذهن را نیز گسترش می‌دهد.بهترین علم برای کودک تجربه مناسب، یا به عبارت دیگر بازی آموزشی است.

به گفته شارب، آمادگی برای پرورش یک مفهوم از دو چیز ناشی می‌شود:بلوغ بیولوژیک و شمار زیادی تجربه از موادی که با مفهوم موردنظر بستگی داشته باشند.

کودکستانهای امروزی کوشش دارند تا محیط برانگیزاننده و پر از تجربه‌ای در اختیار کودکان قرار دهند.کودکان ضمن پر و خالی کردن آب در ظرفهای گوناگون، از آنها مشاهده و مقایسه به عمل آورده، و این عمل به کسب و ابقای ذهنی کمیت در ذهن آنان منجر می‌گردد.آنها کل را به صورتهای گوناگون و شکلهای مختلف در می‌آورند.از نظر ابقای ذهنی عدد، آنها بلوط، دکمه، سکه یا چیزهایی را که به نظرشان جالب است جور کرده و می‌شمارند.کودکان برای کسب مفاهیم فضایی، از جعبه‌های مقوایی، مدلهای خانه و اتوبوس ساخته و سطح آنها را با کاغذ رنگی پوشانده یا اینکه تمامی آنها را رنگ می‌کنند- فرایندی که مستلزم دستکاری شکلها و نظر انداختن به اشیاء از زوایای مختلف است.

چرا بازی برای رشد کودکان ضرورت دارد؟

بر آنچه که در بالا درباره نقش سازنده بازی در حوزه‌های ارگانیسم، آموزش و درمان گفته شد، می‌توان مطالب زیر را افزود:

بازی مهارتهای کودکان در نگاه کردن، انطباق چشم و دست، لمس کردن و ساختن اشیاء، درک فاصله‌ها، فهمیدن مفاهیم مربوط به فضا، مقادیر، بوها و مزه‌ها و مانند آن را افزایش می‌دهد و ازاین‌رو گنجانیدن فعالیتهایی که مهارتها و درک مفاهیم یاد شده را در برگیرند، ضرورت دارد.تمامی این فعالیتها می‌باید ضمن بازی و به گونه‌ای غیرمستقیم آموخته شوند.ترتیب اشیاء و طبقه‌بندی کردن که پایه یادگیری حساب و ریاضی است به آسانی قابل آموزش غیرمستقیم نیست.

از دیدگاه نیازهای طبیعی کودک نیز بازی دارای جایگاه پرارجی است:

-کودکان نیاز دارند تا از لحاظ عاطفی و هیجانی مورد توجه قرار گیرند.

-کودکان برای رشد بیشتر ذهنی به محیط برانگیزاننده نیازمندند.

-کودکان نیاز دارند تا زبان مادری را به آسانی و درستی بیاموزند.

-کودکان نیازمندند تا در فعالیتهایی شرکت کنند که به ساختن اشیاء ساده بینجامد.

-کودکان نیاز دارند تا به حال توجه کنند و تجربه‌هایی تازه‌ای در زمان حال داشته باشند.

-کودکان نیاز دارند تا دو قلمرو واقعیت و خیال را بشناسند و در این هر دو قلمرو قرار گیرند یا فعالیت داشته باشند.

کودکان سخت به بازی نیاز دارند و با توجه به گفته‌های بالا ضرورت ارضای این نیاز حتمی به نظر می‌رسد.این نیاز، مانند دیگر نیازهای یاد شده در بالا حق طبیعی هر

کودک است.در اعلامیه جهانی حقوق کودکان که از سوی سازمان ملل متحد تنظیم یافته است، و نیز اعلامیه حقوق روانی کودک که از سوی انجمن بین المللی روان‌شناسی آموزشگاهی به تصویب رسیده است، حق فرصتهای کامل برای بازی، تفریح و تخیل آزاد از جمله حقوق مسلم کودکان شناخته شده است. 19

چرا کودکان بازی را دوست دارند؟

پس از بررسی تعریفهای مربوط به بازی و فایده بازی برای رشد همه‌جانبه کودکان اینک لختی بیندیشیم که چرا بچه‌ها بازی را دوست دارند؟پاسخ به این پرسش را می‌توان در واقعیتهای مربوط به ماهیت بازی جستجو کرد:

1.بازی خوشحال‌کننده است.

کودکان بازی می‌کنند، چون باری به آنها نشاط و شادی می‌بخشد.فعالیت بازی هدفی در خود دارد، بدین معنا که کودکان بازی نمی‌کنند تا سرانجام به هدفی که شادی یا خوشحالی باشد برسند.آنها بازی می‌کنند زیرا که چنین فعالیتی فطرتا شادی‌آور است.

2.غلبه کردن بر ناایمنی و ترس.

چون باری ماهیتی شادی‌آور دارد، ازاین‌رو کودکان هنگام روبرو شدن با ترس و ناایمنی به باری پناه می‌برند.بسیار دیده شده است والدینی که با یکدیگر سر ناسازگاری داشته‌اند، هنگام منازعه، کودک آنها به بازی مشغول شده است.

3.ابراز پرخاشگری و خشم مقبول.

کودک می‌تواند پرخاشگری و خشم را به گونه‌ای پسندیده و درخور اوضاع و احوال مربوط، آشکار نماید.هنگامی که کودک از مکانیزمهای دفاعی فرافکنی، جانشین‌سازی، همانندسازی انکار در بازیهای خود استفاده می‌کند، در واقع بازی را وسیله و راه فراری برای رفع عصبیتهای خود اختیار کرده و بدینوسیله احساس آرامش و رهایی می‌کند.بازیهای نمایشی(سمبولیک)که مهمترین بازیها از لحاظ بازی‌درمانی هستند، از این گرایش کودک به ابراز پرخاشگری و خشم سود جسته و ما را در شناخت و درمان کودکان آشفته و پریشان یاری می‌رسانند.

4.عملی ساختن افکار و تصورات.

هنگامی که فکر کودک نمی‌تواند به صورت مجرد و انتزاعی رابطه میان اشیاء و اشکال را بفهمد چه‌بسا که دستهای ظریف او با کمک سایر حواس بهتر بتوانند به درک روابط حاکم بر اشیاء، مقادیر و اشکال توفیق یابند.اگر بنا به گفته کانت فیلسوف نام‌آور، دستها به منزله مغز خارجی انسان هستند، کودک گرایش دارد تا هرچه بیشتر ضمن بکارگیری دستهای خود جهان بیرون از خود را بهتر بشناسد و تصورات درستی از آن داشته باشد.

5.پرورش آفرینندگی.

بازی گرایش کودک را به ساختن و آفریدن پرورش می‌دهد.کودک به شیی ساخته شده خود با افتخار می‌نگرد و دوست دارد همگان و بویژه کسانی را که او بیشتر دوست دارد، آن اثر او را ببینند.اگر ما بخواهیم دنیا را به گونه‌ای که کودکان می‌بینند ببینیم، لازم است با آفرییندگیهای کودکان آشنا شویم.ما بزرگسالان نیز چنانچه بتوانیم به گونه‌ای که کودکان اشیاء را می‌بینند، ببینیم در شادی و نشاط آنها شریک می‌شویم.

6.برقراری پیوندهای اجتماعی با دیگران.

نیاز کودک به بازی که در بالا به آن اشاره شد، مستلزم نیاز او به گروه همسن خود نیز هست.کودک نه تنها دوست دارد که به بازی انفرادی بپردازد، بلکه از سالهای 3 تا 4 سالگی به بعد، سخت به گروه سنی نیازمند است.او از دیدن کودک همسن و سال خود شاد می‌گردد.نیاز به کودک همسن برای رشد اجتماعی کودک ضرورت دارد.کودک بسیاری از چیزها را از کودکان همسن خود می‌آموزد و یکی از رسالتهای ویژه آموزش وپرورش پیش‌دبستانی که خانواده شاید هرگز نتواند جای آن را بگیرد، همین نیاز کودک به برقراری پیوندهای اجتماعی با دیگران یا رشد اجتماعی شدن است که شروع آن با گروه همسن آغاز می‌گردد.

7.یگانگی شخصیت.

انواع گوناگون بازی، بویژه بازیهای اجتماعی موجب خواهند شد تا کودک ماهیت خودمدار خود را که خویشتن را مرکز همه‌چیز می‌پندارد، رفته‌رفته از دست بدهد و میان دنیای درون خود و جهان بیرون از خود، پیوند برقرار نماید.این کنش درونساز که برای کودک لذت‌بخش است، معنای عبارتی است که در بالا از پیاژه دانشمند نام‌آور یاد شد که بازی اساسا یکی ساختن واقعیت است با خود.کودکانی که به این یگانگی شخصیت از راه بازی دست نیابند، ممکن است در آینده شخصیتهایی خودخواه، کمرو، ستیزه‌جو و پرخاشگر پیدا کنند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت 13:10  توسط محمد حسین آقایی  | 

beshin-pasho

  • نام بازی : بشین و پاشو
  • نام محلی : بشین و پاشو
  • اهداف کلی: تقویت عضلات پا
  • اهداف جزئی: تمرکز حواس و بهبود سرعت عمل ها
  • تعداد بازیکن: به تعداد افراد داوطلب
  • سن بازیکنان: 6 الی 13 ساله
  • ابزار لازم: ندارد
  • محوطه بازی: 10 × 10 متر

شرح بازی:

بازیکنان در محوطه نزدیک به هم می ایستند.

مربی کلماتی مانند : بشین ، پاشو ، نشین ، پانشو را ادا می کند و آنها موظف به اجراءِ حرکات مربوطه هستند .

تأخیر و اشتباه در اجراء به منزله ی خطاست و بازیکن خاطی خود به خود از بازی خارج می شود . لازم به ذکر است که لفظ « نشین » مفهوم « پاشو یا ایستاده بمان » را و لفظ « پا نشو » مفهوم « بشین یا نشسته بمان » را می رساند.

  • نتیجه بازی: هماهنگی و تطبیق رفتاری را با یک گروه اجتماعی ایجاد نموده و کودک با انجام این گونه بازیها همیشه سعی در تقلیل خطاها دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت 9:42  توسط محمد حسین آقایی  | 

vasati

  • نام بازی: وسطی
  • نام محلی: آراداووردی
  • اهداف کلی: ایثار و از خود گذشتگی، دقت در سرعت عمل، هوشیاری و همیاری، تقویت روحیه تعاون
  • اهداف جزیی: انعطاف پذیری بدن، ایجاد هماهنگی بین اعضا و اعصاب و دقت در نشانه گیری
  • تعداد بازیکن: 8 الی 40 نفر
  • سن بازیکنان: 9 الی 15 ساله
  • ابزار لازم: یک توپ
  • محوطه بازی: 15 × 10 متر


شرح بازی: بازیکنان یا دانش آموزان به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و به قید قرعه یا شیر و خط یکی از گروه ها در وسط محوطه بازی می ماند و گروه دیگر، در دو قسمت، به طرفین عرضی محوطه ی بازی روانه می شوند.

شروع بازی با پرتاب توپ به وسیله یکی از بازیکنان گروه کناری آغاز می شود. گروه کناری سعی بر این دادر که با نشانه رفتن و زدن افراد گروه وسطی باعث سوختن و اخراج آنها بشوند.

و تلاش گروه داخلی هم بر این است که با حرکات سریع از اصابت توپ در امان بمانند و چنانچه اگر یار سوخته داشته باشند با ایثار و گرفتن توپ در فضا، که یک امتیاز محسوب می شود، او را به بازی برگردانند.

حال، شاید به این مرحله از بازی رسیده باشیم که تنها یک نفر از گروه وسطی، در داخل میدان بازی باشد که اگر تا 10 شماره پرتاب نتوانند او را هدف گیری بکنند و بزنند، تمامی یاران سوخته ی گروهش را احیا کرده، و همگی در وسط میدان باقی مانده و بازی را ادامه خواهند داد.

گاهاً با در نظر گرفتن موقعیت وسطی ها، به جای نشانه گیری و زدن حریف وسطی، توپ را برای فریب و شیرینکاری هم که شده به دوستان مقابل پاسکاری می کنند تا آنها حسابشان را برسند.

اما مقررات بازی:

1- اگر تمامی بازیکنان وسطی در محدوده ی میدان باشند، هر توپ گرفته شده به عنوان یک امتیاز ذخیره ی ضد اخراجی محسوب می شود و اخراجی و اخراج ها را به تأخیر می اندازد.

2- گرفتن توپ پس از برخورد با زمین موجب سوختن بازیکن است.

  • نکات:
    • 1- گونه دیگری از این بازی به وسطی دایره ای موسوم است با این تفاوت که زمین بازی به شکل دایره است که بازیکنان وسطی در داخل آن و گروه کناری در روی محیط آن با فاصله های مساوی قرار می گیرند.

      با شروع بازی مربی یا معلم ورزش با ساعت وقت گرفته و بازیکنان کناره نفرات گروه وسطی را نشانه می گیرند تا اینکه همه از زمین بازی اخراج شوند.

      در دور بعدی جای دو گروه عوض می شود و باز با شروع بازی مربی یا معلم ورزش با ساعت وقت می گیرد.

      برنده گروهی است که در مدت زمان کوتاهی، بازیکنان گروه وسطی را زده و بازی را زودتر تمام کرده باشند.
    • 2- بهتر است ابعاد زمین بازی با سن و سال بازیکنان مناسب داشته باشد (طوری نباشد که توپ پرتاب شده به سوی میدان نرسد و بالعکس)
  • نتیجه بازی: در این بازی بازیکن با گرفتن توپ در هوا و احیای یار سوخته روحیه ایثار خود را، و با نشانه گرفتن و پرتاب توپ به سوی حریف وسطی و فرار از مقابل توپ ها، دقت و سرعت انجام عمل ها و عکس العمل ها را تقویت کرده و با پاسکاری است که کودک برای همکاری های زندگی فردا آماده می شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت 9:40  توسط محمد حسین آقایی  | 

alak-dolak

  • نام بازی: الک دولک
  • نام محلی: پیل دسته (چیلمک آغاج)
  • اهداف کلی: دقت نگاه، تمرکز حواس، ایجاد حس تعاون، ورزیدگی اندامها
  • اهداف جزئی: ایجاد هماهنگی بین اعصاب و اعضا بدن و انبساط شش ها
  • تعداد بازیکن: حداکثر 12 نفر
  • سن بازیکنان: 10 سال به بالا
  • ابزار لازم: دو عدد چوب گرد به قطر 3 و طولهای 70 و 15 سانتی متر
  • محوطه بازی: هوای آزاد

شرح بازی:

بازیکنان به دو گروه تقسیم و به قید قرعه، یکی از گروهها، بازی را شروع می کند یعنی: چوب کوچک (پیل) را روی یک چاله ی کوچک یا وسط دو عدد آجر قرار داده و با سر چوب بزرگ (دسته) که در زیر آن قرار داده، با قدرت به طرف نفرات گروه حریف که در محوطه هستند پرتاب می کند. اگر پیل در هوا گرفته شود، پرتاب کننده اخراج می شود، وگرنه بایستی آن را از روی زمین بردارند و به طرف چاله (یا آجرها) بیندازند. و بازیکن دسته به دست، با تمرکز حواس، آن را در دست می گرداند تا پیلی را که به طرف چاله اش می آید با ضربه دورش سازد، اگر نتواند و فاصله ی پیل با چاله کمتر از قد دسته باشد باز سوخته است و اگر توانسته باشد که با ضربه دورش سازد، فاصله را، از چاله با طول دسته می شمارند. یک، دو، سه،...

دوباره ارسال پیل و دریافت پیل و شمارش فاصله با دسته تا به حدّ نصاب برسند وگرنه، همه آنها این کار را به نوبت انجام می دهند تا برسند، بدیهی است چنانچه اگر نتوانسته باشند، بازی را به گروه حریف واگذار می کنند.

اگر به حدّ نصاب (مثلاً 50) رسیدند، یکی یکی پیل را با سر دسته به مشابه توپ پینگ پنگ و راکت ضربه های کوچک و یکنواخت (چله) می زنند و می شمارند. بعد هر کدام، به تعداد چله، پیل را با ضربه ی سنگین دسته، به طرف جلو می زند و هر پیلی که در هوا گرفته شود، گیرنده آن را به طرف مبدأ پرتاب می کند، تا اینکه تمامی نفرات گروه دسته به دست به تعداد چله هایش بر پیل نواخته باشند.

طول مسیر (آخرین محلی که پیل می افتد تا محل چاله)، توسط نفرات گروه حریف یک پس از دیگری، به عنوان جریمه با دویدن طی می شود. به طوری که با عبارت (آنا، داشقا، زنبیل، سونبول، او... ) شروع شده باشد و صدای (او...) به صورت کشیده تا لحظه ی نفس کشیدن ادامه یابد. (یعنی هرکجا صدای بازیکنی قطع شد، یکی از دوستان دنباله ی مسیر را با صدای (او...) می دود اگر در انجام این موارد موفق شدند،در دور بعدی کنترل بازی را در دست می گیرند و با دسته کار می کنند و اگر نتوانند، باز در وسط محوطه بازی کرده، پیل را تعقیب می کنند.


  • نکات: این بازی شاید با اندک تفاوتهایی در مناطق و محله های مختلف به اجرا درآید.
  • نتیجه بازی: کودک با انجام این بازی با اکتساب نتایج مثبتی از قبیل آنچه در اهداف آمده است مفاهیم احتیاط، خطر و گریز از آن را بهتر می آموزد و در زندگی به کار می بندد.


کودک تا خطر را حس نکند، فرار از آن را نمی آموزد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت 9:36  توسط محمد حسین آقایی  | 

gayem-moshak

  • نام بازی: قایم موشک
  • نام محلی: گیزلَن پاچ
  • اهداف کلی: پرورش اعتماد به نفس در نزد کودکان به هنگام تنهایی، زایل کردن ترس تاریکی و تقویت جسمانی
  • اهداف جزئی: پرورش هوش، قدرت تصمیم گیری و خوب نگریستن
  • تعداد بازیکن: 5 الی 10 نفر
  • سن بازیکنان: 6 الی 14 ساله
  • ابزار لازم: ندارد
  • محوطه بازی: مکانی مانند باغ یا کوچه

شرح بازی:

بچه های داوطلب بازی، ترجیحاً در تاریکی عصر، در محوطه ای که دارای کمینگاه و درخت و کنج و غیره جهت قایم شدن باشد، دور هم جمع شده و به قید قرعه مانند پشک انداختن و یا شیر و خط، یکی را به عنوان گرگ انتخاب می کنند.
گرگ در محلی موسوم به (هوا) که می تواند تیرچه، درخت یا دیوار باشد پشت به بچه ها ایستاده و چشمهایش را می بندد و با کف دست روی آنها را می گیرد تا جایی را نبیند و بنابر قرار داد، از 1 تا 20 یا ...، 40 می شمارد تا سایر بازیکنان در این فرصت برای خود مخفیگاهی پیدا کنند.
بعد می گوید: قایم شدین؟ بیام یا نه؟ چنانچه اگر جوابی نشنید، به این مفهوم است که همه قایم شده اند و شروع به جستجوی آنها می کند و هر کدام را که پیدا کند و یا از دور ببیند، اعلام کرده، سریعاً به محل (هوا) برمی گردد و دستش را بر آن می زند و لفظ سُک سُک یا (اصطلاح غلط آن سَک سَک) را بر زبان می آورد.
لازم به ذکر است، موقعی که گرگ، به جستجوی سایرین مشغول است، بازیکنی که سُک سُک شده و یا سک سک کرده، می تواند دوستانش را با رمز و ایما از موقعیت مکانی گرگ باخبر کند. بدین صورت که می گوید: سیب گفتم بیا، بِه گفتم نیا (آلما دِسم گل، هِیوا دسم گَلمَه). بعد بر حسب موقعیت می گوید: آلما آلما آلما ... و یا هیوا ...
در خاتمه آنان که برنده شده اند، هیچ! و اما بازنده ها، پنهانی اسم مستعاری مانند انواع میوه ها و حیوانات و غیره مانند کبوتر، گنجشک، قناری برای خود می گزینند تا گرگ یکی را انتخاب کند مثلاً کبوتر، که گرگ دور بعدی بازی، اوست.
و چنانچه اگر هیچ بازنده ای نباشد و به قولی نتوانسته باشد کسی را سک سک کند باز خود گرگ بوده و چشم خود را با کف دست پوشانده، بازی از نو شروع خواهد شد. در این بازی هر کدام بیش از سه نوبت گرگ شده باشد، سوخته و به کلی از دور بازی کنار می رود.

  • نکات:
    • در بعضی مناطق به جای شمارش 1 و 2 و 3 و ... گفتن عبارت: (ده، بیست، سی، ...، صد، حالا که رسید به صد تا، دستمال آبی وردار، دار دار خبر دار، ماشین آقا نگهدار) رواج دارد.
    • سک سک و یا در زبان آذری، شُعبَه به معنای صفیر زدن و سوت کشیدن و اعلام خبر کردن است.
    • این بازی نام مخصوص به منطقه ی خود را دارد به طور مثال، در تهران: قایم موشک، اصفهان: قایم شدنک، مازندران: چش بتیکا، شوشتر: سرمامک ... و بالاخره آذربایجان: گیزلن پاچ می نامند. قدیمی ترین نام این بازی سَرمامک است که قدمت هفتصد ساله دارد.
    • در بعضی مناطق این بازی توسط بزرگسالان نیز اجرا می شود.

  • نتیجه بازی: کودک با اجرای این بازی، ضمن بهره برداری بیشتر از زمان برای درک مسایل و مفاهیم زندگی مانند تدبیر و تصمیم گیری، استفاده ی مناسب از فرصت ها و کمک به آشنایان در مواقع اضطراری را یاد می گیرد.


این بازی چون یک بازی عصرانه یا شبانه است، حس ترس از تاریکی را از بین می برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت 9:34  توسط محمد حسین آقایی  | 

آموزش پیش دبستانی، با فردریک فروبل، پدر آموزش پیش دبستانی در سال ١٨٣٨ میلادی ، بنیان گذاشته شد. این فرد معروف آلمانی اولین باغ کودکان را در شهری کوچک در آلمان تأسیس کرد و از این طریق، مبنای دوره پیش دبستانی نهاده شد. بعدها دانشمندان بزرگی مثل مونته سوری، در این زمینه کار کرده اند. سابقه آموزش و پرورش پيش از دبستان در ايران خيلي طولاني نيست و مي‌توان گفت با مدرنيزه شدن ايران ، مهد كودكها و كودكستانها آخرين مراحلي بودند كه به آموزش و پرورش ايران افزوده شدند . در اوايل اين مراكز مخصوص خانواده هاي مرفه بود ،‌در سال 1303 شوراي عالي فرهنگ ، آئين نامه مكتب خانه ها را كه فقط قابل اجرا در تهران بود ، تصويب كرد . اولين امتياز رسمي تأسيس مهدكودك به 50 سال پيش بر مي‌گردد كه خانم « برساوه » صاحب امتياز اولين مهدكود ك در تهران بودند ،‌اما پيش از اين تاريخ كودكستانهاي ديگري در ايران مشغول فعاليت بودند ، مهدكودك جلفاي اصفهان كه زير نظر كليساي ارامنه بود و چند سال قبل صدمين سالگرد تأسيس خود را سپري كرد ، در 70 سال پيش خانم « البيس فراهانيان » كه دورة مربيگري را در روسيه ديده بود ، كار جدي خود را براي تأسيس كودكستان در تهران آغاز كرد . در 79 سال پيش نيز آقاي جبارباغچه بان (1303)در تبريز و خانم قمر دولت آبادي در اصفهان كودكستانهايي را براي كودكان تأسيس كردند . البته قبل از تأسيس دورة پيش از دبستان ، با تأسيس دوره دبستان گروهي به عنوان مستمع آزاد به كلاس اول مي آمدند ، بدون آنكه دانش آموز رسمي محسوب شود . از سال 1330 نيز كودكستانهاي متعددي در تهران و در شهرهاي بزرگ ايران با روش هاي جديد تأسيس شدند . كودكستانهاي فرهاد ،‌مهران ، روش نو ،شيوا و كوشش كودكستانهاي موفق اين دوره هستند . در سال 1340 ادارة كودكستانها به اداره كل تعليمات ابتدايي واگذار شد ، در سال 1346 نيز مراكز براي تربيت نيروي انساني مورد لزوم كودكستانها ايجاد گرديد . از سال 1345 تا 1375 دوره هاي آموزشي متعددي توسط مؤسسه هاي گوناگوني از جمله « سازمان زنان » و « بهزيستي »و « انجمن زنان يهود» براي تربيت مربي تشكيل شد . اين دوره يكي از دوره هاي مهمي است كه در نظامهاي آموزش و پرورش كشورهاي پيشرفته مورد توجه قرار گرفته است ، دوره اي كه به تناسب امكانات ، موقعيت و مقتضيات هر كشوري كودكان 3 تا 6 سال درآن پرورش مي‌يابند . در ساختار نظام آموزش و پرورش ايران از سال 1345تاكنون دورة‌كودكستان به عنوان اولين دورة پيش ازدبستان مطرح بوده است. در سال 1349 وزارت آموزش و پرورش اعلام كرد كه :« كودكستان يك واحد تربيتي است كه به وسيله يا با اجازةآموزش و پرورش براي كودكاني كه در سنين پيش از ورود به دبستان هستند ، تأسيس مي‌شود . در اين آئين نامه هدف از تأسيس كودكستان ،‌چگونگي انتخاب مدير و مربيان و وظايف آنها ، موقعيت ساختماني و وسايل ،‌مقررات بهداشتي و اصول برنامه كار كودكستانها مطرح شده است. »

در سال 1363 تحت قانوني گذراندن دوره هاي آمادگي براي ورود به كلاس اول دبستان اجباري شد ، آموزش و پرورش در هر مدرسه ابتدايي, كلاس آمادگي را براي كودكان تشكيل داد ، اما از سال1368 آموزش و پرورش اين قانون را لغو و تمام دوره هاي آمادگي تابعه خود را منحل كرد ، اما مهد كودكها و كودكستانهاي دولتي ،‌خصوصي و يا وابسته به اداره ها و شركت ها ( كارخانه ) هنوز دوره آمادگي را براي كودكان خود دارند. بر اساس آمار در سال تحصيلي 1377ـ 1376تعداد 204643 كودك در 3458 آموزشگاه حضور داشته اند كه 100342 نفر آنها دختر بوده اند . در حال حاضر به غير از دوره هاي كوتاه مدتي كه سازمان بهزيستي براي تربيت مربي دارد ، درچند دانشكده در تهران ( دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران و دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي علامه طباطبايي ) و در چند شهر ديگر رشته آموزش و پرورش پيش دبستاني و دبستاني تدريس مي‌شود ،‌البته دوسالي است كه دوره كارشناسي ارشد اين رشته نيز در دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي داير گرديده است ،‌اما سؤالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چرا چنين مراكزي در ايران به وجود آمد ؟ اولين پاسخي كه به ذهن مي‌رسد اين است كه صنعتي شدن جوامع و اشتغال مادران عامل ايجاد اين دوره است و شايد اين مهم ترين عامل باشد ، ولي آماده كردن كودكان براي ورود به دبستان نيز مي‌تواند دليل قابل دفاعي باشد ، به هر حال بعد از گذشت 50 سال و كمي بيشتر از آموزش رسمي ،‌هنوز دوره هاي پيش از دبستان براي كودكان اجباري نيست و آمارهانشانگرآن است كه تعداد كمي از كودكان اين دوره را گذرانده اند و يا مي‌گذرانند . مراكز پيش دبستاني در ايران شامل سه دوره يعني : مهد كودك ( 3ـ5 سال ) ، كودكستان (3ـ6 سال) و آمادگي ( 6ـ7 سال ) مي‌شود . سازمان بهزيستي تقريباً بر تمامي مهد كودكها و كودكستانهاي دولتي و غير دولتي ( البته به غير از مراكز پيش از دبستان آموزش و پرورش ) نظارت دارد و سعي مي‌كند با دوره هاي كوتاه مدت مربيان اين گونه مراكز را آموزش دهد . مهدكودكها و كودكستانهاي آموزش و پرورش فقط اختصاص به مادران معلم دارد و مانند اداره ها و مؤسسات و كارخانه ها عمل مي‌كند كه براي پرسنل زنان شاغل خود چنين مهدهايي را سرپرستي مي‌كنند . از آنجائيكه جبار عسگرزاده ( باغچه بان ) نقش كليدي در گسترش مراكز پيش از دبستان داشته است ، ‌به طور گذرا ، زندگي و تلاشهاي او ذكر مي‌شود.

وي درسال 1264شمسي در شهر «ايروان» متولد شد ، اوتحصيلات خود را در مساجد و مبتني بر اصول قديمي به انجام رساند . در سن 15 سالگي مجبور به ترك تحصيل شد . در دورة جواني به جمع خبرنگاران روزنامه هاي قفقاز پيوست و در روزنامه فكاهي ملا نصيرالدين قلم زني كرد ؛ در اواخرجنگ جهاني اول پس از فوت پدر و مادرش در سال 1298 ، راهي سرزمين پدري شده با مرارات بسيار خود را به مرند رساند و پس از اقامت در مرند به عنوان آموزگار در مدرسه احمديه آن شهر به كار پرداخت ؛ اين كليد و آغاز خدمات ارزشمند او به ايران بود . وي در سال 1299 به استخدام رسمي آموزش و پرورش در آمد و در دبستان دانش به اشتغال‌پرداخت ،‌وي در ابتدا فقط ده شاگرد داشت و دليل اين كمي فقر خانواده ها و تكفير مكتب داران بود .

او از همان ابتدا روش سنتي تدريس را كنار گذاشته و از روش جديد سود برد كه اين عمل با استـقبـال رئيـس فـرهنگ وقت تبـريز روبرو شد . وي پس از مدتي تصميم به ايجاد كلاسي براي كرو لال‌ها گرفت كه با واكنش شديد رئيس فرهنگ وقت روبرو شد و تأكيد كرد كه ما به آموزش زبان فارسي به مردم ترك زبان بيشتر نياز داريم تا زبان داركردن كرو لال ها ، ولي ايشان با تمام حسـاسـيت و سختـي ها ، به اين امر مبادرت ورزيد و بنيانگذار حركتي نو در آموزش به كودكان كرو لال گرديد ، امروزه مدرسه كودكان جبار باغچه‌بان ،‌به باغ باغچه‌بان معروف است .

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 8:21  توسط محمد حسین آقایی  | 

اصول حاكم بر فعاليت‌هاي آموزشي و پرورشي دوره‌ي پيش دبستانی

۱- هماهنگ با اهداف و محتواي دوره‌ي ابتدايي باشد.

۲- به فرهنگ بومي و محلي كودكان عنايت داشته و محتواي مورد نياز به صورت غير‌متمركز تدوين شود.

۳- تفاوت‌هاي فردي و نقش‌هاي جنسيتي را به رسميت بشناسد.

۴- فعاليت‌‌ها، تلفيقي، پودماني و انعطاف پذير باشد و متناسب با توانايي‌ها، نيازها و علايق فطري كودكان و رعايت عنصر شادي و نشاط كودكانه طراحي شود.

۵- بر مشاركت ونقش فعال خانواده در دست‌يابي به اهداف تأكيد داشته باشد.

۶- ارزش‌يابي نوآموزان براساس مشاهده رفتار و عملكرد گروهي آنان با رويكرد تشويقي صورت گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 8:17  توسط محمد حسین آقایی  | 

ويژگي ‌هاي عمومي مربيان پيش‌دبستاني

۱- دانش و توانايي برقراري ارتباط خوب و صحيح با كودكان، والدين و كاركنان را داشته باشد.

۲- به حرفه وكارخود علاقه‌مند بوده ، اعتماد به نفس ، صبر و حوصله‌ي كافي را براي كار با كودكان داشته باشد.

۳- روحيه‌اي شاد و ظاهري آراسته با رعايت شئونات اسلامي داشته باشد.

۴- از سواد قرآني برخوردار باشدوبه آموزش قرآن در دوره‌ي پيش دبستان علاقه‌مند باشد.مربیان مراکز پیش دبستانی اقلیت های مذهبی از این شرط مستثنی هستند.

۵- با عناصر« راهنماي تفصيلي برنامه و محتواي آموزشي و پرورشي دوره‌ي پيش دبستاني»، « برنامه‌ي انس کودک با قرآن ، روشهای تربیتی کودک ،آموزش زبان فارسی (برای مناطق دوزبانه) (که در قالب برنامه آموزش مربیان پیش دبستانی توسط شورای عالی آموزش و پرورش پیش بینی می شود) آشنا و مهارت هاي لازم را كسب كرده است.

۶- از سلامت جسمی وروانی لازم برای انجام وظیفه و قدرت بیان شیوا برخوردار باشد

۷- به اصول اخلاقي پايبند باشد.

8- حداقل دارای مدرک دوره کاردانی مرتبط باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 8:10  توسط محمد حسین آقایی  |